چی شدی مامانی؟
عزیز دل مادر!
امروز برام بدترین روز دنیاست، دارم از نگرانی و استرس خفه می شم، از صبح که خونریزی داشتم تا حالا که لک بینی ادامه داره ، نمی دونم چطور گذشت، صبح که دیدم خونریزی دارم با ماما تماس گرفتم و گفت شیاف پروژسترون بزار و فردا برو سونو، آخه از شانس من امروز جمعه است و نمی تونم برم سونو، باید منتظر بمونم و این برام از مردن سخت تره، یه لحظه تو ذهنم نبودنت گذشت ، بغض خفه ام کرده بود و اشکهام بی اختیار می ریخت، از صبح دراز کشیدم و در حال استراحت، مامان نرگس (مامان بابایی) زحمت نهار و شام امروز رو برام کشید، مامان ناهید پیش نیکی جونه و دلم نیومد با گفتن این اتفاق نگرانش کنم، خدایا خودت کمکم کن!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چی شدی مامانی؟ 
